الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

409

شرح كفاية الأصول

و يسقط « 1 » بمجرّد وجوده « 2 » ، بخلاف التعبّدي ، فإنّ الغرض منه لا يكاد يحصل بذلك « 3 » ، بل لا بدّ - في سقوطه « 4 » و حصول غرضه - من الإتيان به متقرّبا به منه تعالى . مبحث پنجم : تعبّدى و توصّلى مصنّف پس از آنكه در مبحث قبلى بيان كرد كه صيغهء امر ، در « وجوب » ظهور دارد ، در اين مبحث مىخواهد تعيين كند كه آيا اطلاق صيغه اقتضا دارد كه مراد از وجوب « توصّلى » است و يا « تعبّدى » « 5 » به‌طورىكه اگر توصّلى باشد امتثال آن ، هرچند بدون قصد قربت باشد مجزى است ، مانند وجوب دفن ميّت . ولى اگر تعبّدى باشد امتثال آن فقط با قصد قربت ، مجزى است ، مانند وجوب صلاة . و يا اينكه اطلاق صيغه هيچ‌كدام از توصليّت و تعبّديّت را اقتضاء ندارد . بنابراين بايد در موارد شكّ ( يعنى شكّ در تعبّدى يا توصّلى بودن يك عمل واجب ) به اصل عملى ( برائت يا اشتغال ) رجوع كرد ؟ مصنّف مىگويد : براى تحقيق در اين مسئله ، ذكر مقدّماتى لازم است . مقدّمه اول : معناى وجوب توصّلى و تعبّدى وجوب توصّلى : يعنى وجوبى كه غرض آن ، به مجرّد حصول واجب ، حاصل ، و به مجرد وجود واجب ، ساقط مىشود ، بدون آنكه قصد قربت در آن معتبر باشد . بنابراين با اتيان خود واجب ، ذمّهء مكلّف برئ مىشود . مثلا اگر مكلّف ، ميّتى را بدون قصد قربت هم دفن كند ، وجوب دفن از عهدهء او ساقط مىشود . البته با انجام واجب توصّلى ، هرچند بدون قصد قربت ، تكليف ساقط مىشود ، ولى ثواب و اجرى ندارد . امّا اگر همان واجب توصّلى با قصد قربت امتثال شود ، در اين صورت علاوه بر انجام تكليف ، ثواب و اجر هم دارد . وجوب تعبّدى : يعنى وجوبى كه غرض آن به مجرّد حصول واجب ، حاصل نمىشود ،

--> ( 1 ) أى : يسقط الغرض . ( 2 ) . أى : وجود الواجب . ( 3 ) . أى : بمجرّد حصول الواجب . ( 4 ) . أى : الواجب التعبّدى . ( 5 ) . گفتنى است كه صفت در « وجوب توصّلى » و « وجوب تعبّدى » ، به حال متعلّق موصوف است نه به حال موصوف ، زيرا واقعا « واجب » بر دو قسم تعبّدى و توصّلى است نه وجوب .